توسعه اخلاق حرفه ای و شفافیت اطلاعاتی در جهت کاهش فساد اداری – قسمت دوم
ماموریت کلیدی اتاق های بازرگانی
امروزه مقوله شفافیت اقتصادی و کاهش فساد اداری ها به دغدغه اصلی دولت ها، اتاق های بازرگانی و بنگاه های اقتصادی در سطح جهان تبدیل شده است. بخش خصوصی و تشکل های اقتصادی و جامعه مدنی در توسعه و گسترش این رویکرد می توانند نقش برجسته ای را ایفا نماید، یکی از نهادهای خصوصی که می تواند این رویکرد را ترویج کرده و نهادینه نماید، اتاق های بازرگانی کشور هستند. حال که اتاق های بازرگانی دوره جدیدی را آغاز خواهند نمود، فرصت را مغتنم شمردم تا این موضوع را از زوایای مختلف مورد بررسی قرار دهم تا اتاق ها در دور جدیدتمرکز بیشتری در این موضوع داشته باشند . با توجه اهمیت و گستردگی موضوع این نوشتار در ۲ بخش جداگانه در این شماره و شماره آینده ارائه می شود.
با توجه اهمیت و گستردگی موضوع این نوشتار در ۲ بخش جداگانه نگاشته شده که بخش اول در شماره قبل تقدیم شد و حال بخش ۲ در این شماره ارائه می شود:
انتظارات از اتاق های بازرگانی در خصوص عمق بخشیدن به اخلاق در روابط اجتماعی و اقتصادی
حال باطرح کارکرد و نقش ارزشهای محوری واصول اخلاقی در روابط اجتماعی و اقتصادی، به شرح برخی انتظارات، معیار ها و ویژگیها ازیک جامعه ارزشمحور و اخلاقمدار پرداخته می شود تا ضمن اینکه برای تحقق هر کدام از آنها برنامه مشخصی تعریف شود، در عین حال با نظر گرفتن آنها در رویکردها، برنامه ها و اقدامات اتاق های بازرگانی، نیل به یک جامعه متعالی و پایبند به اخلاق در روابط اجتماعی و اقتصادی میسر گردد؛
- دمیدن امید و اشتیاق
پایبندی به ارزشهای محوری و اخلاقیات، زمانی در یک سرزمینی تبلور مییابد که وقتی به آنجا گام مینهیم، تحت تأثیر انرژی، اشتیاق و اعتمادمردم عادی به آینده کشورشان قرار گیریم. این باور که فردا میتواند بهتر از امروز باشد، بایستی درجامعه ارزش محور و اخلاقمدار موجزند.
- افزایش باور به ساختن آینده بهتر
هرکسی برای ساختن آینده ای بهتر خود را مسوول بداند و هرکاری که از دستش بر میآید انجام دهد. طبیعی است که این روح تأثیرگذار، موتور اصلی تحرک و پویایی سیاست/ اقتصاد / صنعت / تکنولوژی و … است وجامعه در یک چرخه مارپیچ اخلاقمدار به سمت تعالی حرکت میکند.
- افزایش روحیه نوگرایی
نوشدن و نوآوری رابطه مستقیمی با ارزشهای بنیادی وباورهای اخلاقی مشترک جامعه دارد و در رگ و پی جمع عظیمی از مردم جامعه ارزش محور و اخلاقمدار نهادینه است. بنابراین برای دستیابی به جامعه اخلاق گرا ضروریست نوگرایی و نو شدن را در لایه های مختلف جامعه ترویج کنیم و ارزشهایی چون نو بودن ونوشدن درکلیه سطوح جامعه پیریزی شود وایده «نوشدن»، عامل اصلی آفرینش فرهنگ تلقی گردد.
- ارزشبخشی به ثروت مشروع
دریک جامعه ارزشمحور و اخلاقمدار، داشتن ثروت، به شرط یکه حاصل تلاش مبتنی بر روابط انسانی متعالی باشد، ارزش تلقی میشود. به عبارت دیگر در چنین جامعهای، ثروت نماد ارزش است و معنای این جمله آن است که داشتن سرمایه ومال و اموال ناپسندنیست وضرورتی ندارد که کسی ثروت خود را پنهان کند. دراینگونه جوامع، بیشتر ثروت مردم، بجای اینکه از راه ناصواب کسب شده باشد، حاصل کار وکوشش آنهاست و همین جامعه قادر است که ثروتهای نامرئی فعالیتهای اقتصادی غیررسمی و غیرقانونی راکاهش دهد و در عوض انباشت سرمایه ودارایی قانونی را افزایش دهد. بنابراین اگر جامعه ارزشمحور و اخلاقمدار میخواهیم، باید ثروتمندان را تحمل کنیم. فرد ثروتمند در این جامعه، به جای تحمل، مورد ستایش قرار میگیرد؛البته به شرطی که ثروت او از راهی آبرومندانه و شرافتمندانه به دست آمده باشد. اعتقاد به افزایش طبیعی ثروت، رفاه ونعمت برای این جامعه بهاینمعن است که زندگی روزبه روز به سبب افزایش ثروت برای همه بهتر میشود. جهان روز به روز ثروتمندتر میشود، نشانههای فقر ناپدیدخواهدشد و سرانجام جامعه جهانی در اندیشه متعالی شدن نسبت به گذشته،گامهای استواری را همراه خودخواهدداشت.
- آزاد کردن انرژی جامعه و افراد آن
دریک جامعه ارزشمحور و اخلاقمدار، وظیفه راهبران وسط و بالای مدیریت اجرایی، تدارک دیدن انرژی و فراهم ساختن منابع وامکانات نیست، بلکه وظیفه آنان آزادکردن انرژی جامعه و افراد آن در راستای دستیابی به خواستهها وآمال بشری است. تنها در اینصورت است که افراد جامعه میتوانند خود را با پیچیدگیهای جامعه و با تغییرات روزافزون جامعه جهانی انطباق دهند.
- ارتقای خودآگاهی و اعتماد به نفس اعضای جامعه
مردمان یک جامعه اخلاقمحور، دارای خودآگاهی هستند؛ یعنی توانایی درک حالات روحی احساسات وعواطف و انگیزههای خود و نیز تأثیر آن بر دیگران، از طریق افزایش اعتماد به نفس، خود ارزیابی واقعگرایانه وخود انتقادی. به علاوه دارای خود نظمی هستند، به این معنی که توانایی کنترل یا تغییر مسیر تمناها، خواستهها وحالات روحی غریب، تأمل درداوری و تفکر قبل از اقدام را، از طریق احساس ارزشمندی و اصالت و آمادگی برای تغییر، دارا هستند.
- افزایش اشتیاق و دلبستگی به کار فراسوی مسایل مالی و موفقیت شغلی
در جامعه اخلاق مدار، اشتیاق و دلبستگی به کار، دلایلی فراسوی مسائل مالی و موفقیت شغلی دارد. افرادی که در چنین فضایی نفس میکشند، به سبب تعهد بالای انسانی و ملی، تمایل شدیدی به پیگیری اهداف همراه با انرژی و پشتکار از طریق انگیزه قوی برای دستیافتن به موقعیت مناسب دارند و د رمسیر دستیابی این اهداف، حتی به هنگام رویارویی با شکست ازنوعی خوشبینی ذاتی برخوردارند.
- افزایش همدلی در میان مردم
در جامعه اخلاق مدار، افراد دارای همدلی هستند به این معنی که از توانایی درک حالات عاطفی دیگران و نیز مهارت رفتار با دیگران بر اساس واکنشهای عاطفی آنهابرخوردارند. مردم اینگونه جوامع، مردمی هستند که از اعماق وجود میخواهند از گذشته بگذرند و همه امیدخود را به آینده ای نو ببندند.
- افزایش باور و اعتقاد به پیشرفت و ترقی
در یک جامعه ارزشمحور، چهارعامل «اطلاعات»، «انگیزه»، «سرمایهگذاری»و «نوآوری» با یکدیگر در هم آمیخته میشود و راهبر پیشرفت بشریت هموار میگردد وجالب اینکه این چهار عامل در سراسر تاریخ رمز ترقی و پیشرفت بودهاند. تلفیق این عوامل معمولاًحاصل نمیشود، مگر اینکه بستری مناسب در باورها و اعتقادات مردم در حوزههایی که مورد بحث قرار گرفته، به وجود آید.
- مسئولیت اجتماعی شرکت ها
نوع دوستی اشخاص، به رغم نیتهای خیری که در آن هست، برای آسایش مردم و ثروتمند کردن جامعه انسانی در اولویت اول وبرای دنیای بشریت در نگاه کلانتر، کافی نیست. آنچه را که اشخاص با کمال مباهات انجام میدهند، باید سرمشق همه افراد جامعه، بنگاههای بزرگ اقتصادی و اتاق های بازرگانی قرار گیرد؛ یعنی نهادهایی که باید به نفع بقیه، فراتر از مرزها و نسلهای خود حرکت کنند. دراینصورت و فقط در اینصورت است که میتوان گفت دارایی جامعه ارزش محور و اخلاقمدار هستیم که همه افراد حقیقی و حقوقی به مسوولیتهای اجتماعی خود واقف بوده و بدان عمل میکنند. همه ما صاحبان کسبوکار، بنا به مسوولیتی که در قبال جامعه خود دارند، ناگزیر هستندکه فقیران را ثروتمند کنند تا خود ثروتمندتر شوند و این یعنی اینکه تکلیف مان بیشتر از این است که فقط مالیات خود را بپردازیم. معنای این سخن این است که باید برای توسعه یکپارچه مناطق توسعه نیافته داخلی و خارجی سرمایهگذاری کنیم. همچنین در تکنولوژیهایی سرمایهگذاری کنیم که به طبیعت و محیط زیست آسیب کمتری میرسانند، گو اینکه چنین سرمایهگذاریهایی ممکن است در کوتاه مدت بازدهی اقتصادی نداشته باشند.
- اعتماد بیشتر، صراحت بیشتر، همگرایی بیشتر
درجوامعی که پایبند ارزشها و اصول اخلاقی هستند، همه افراد آگاهانه خود را در موفقیت و شکستها سهیم میدانند. از این رو در چنین فضایی، همکاری، نوآوری ویادگیری مستمر، رونق مییابد. بنابراین باشناسایی و پایبندی به ارزشها و اصول اخلاقی، احساس امنیت وثبات در نزد تک تک مردم بیشتر شده و زیر بنایی شفاف و مستحکم فراهم میشود تا آینده کشور و خود را با آن بنا کنند. راهبری و مدیریت کشور بر مبنای ارزشها و اصول اخلاقی مشترک، موجب میشود افراد بدون هراس از بد اندیشی و کارشکنی، باصراحت و اعتماد با یکدیگر تعامل کنند و نگران سوء تعبیر از نظرات و عقایدشان نباشند.درصورت پایبندی عملی و تعهد واقعی به ارزشها و اصول اخلاقی، همگراییی و سینرژی فزایندهای برای تحقق اهداف متعالی فراهم میشود. توجه عمیق و قلبی به انسانهای جامعه و سرنوشت آنان در نزد تک تک افراد در جهت بهبود مستمر کیفیت زندگی آنان خواهدداشت. تصمیمگیری و عمل بر پایه ارزشها و اصول اخلاقی و حاکم کردن این ارزشها بر رفتارهای فردی و جمعی درجامعه، موجب خواهدشد تا بیش از پیش حکمت و فرزانگی را شالوده فهم پدیدهها و واقعیتهای زندگی خود قرار دهیم.
حاکمیت چنین فضایی، باعث میشود که در زمینه توسعه کشور هم ،اندیشههای نوینی تکوین یابد تا احساس مسوولیت بیشتر در قبال سرنوشت و کیفیت زندگی انسانها ایجاد شود. کاهش ناملایمات ملی و اجتماعی از راه پایبندی به ارزشها و اخلاقیات انسانی با هدف سالمسازی رفتارهای فردی و اجتماعی و حرکت به سمت توسعه پایدار کشور تسریع مییابد. کسب مهمترین مهارت مورد نیاز انسان امروزین یعنی همدلی متعالی، هموارتر میشود و عشق به انسانهای دیگر، برای تک تک افراد جامعه تبلور پیدا میکند. تنها در چنین فضای ارزشی است که ارزشهای اخلاقی در نزد مردم یک کشور به ارزش غایی تبدیل شده و قطبنمایی میگردد برای پیمودن راه دشوار ولی زیبایی که ترسیم میشود.
محمد مهدی راسخ – ۱۳۹۳
رئیس کمیسیون امور اجتماعی و تشکل ها